در شماره اخیر مجله انگلیسی انگلشناسی ایران (Iranian Journal of Parasitology) مقاله مروری جالبی از آقای دکتر عبدالحسین دلیمی، استاد دانشگاه تربیت مدرس و همکارشان آقای علی عبدلی، تحت عنوان توکسوپلاسموزیس نهفته و انسان (Latent Toxoplasmosis and Human) منتشر شده است. در این مقاله آخرین اطلاعات موجود در مورد نقش این شکل از بیماری توکسوپلاسموز در اتیولوژی اختلالات روانی مختلف انسان ارائه و جمعبندی میشود. در پایان مقاله هم، به برخی متابولیسمهای احتمالی توکسوپلاسما در ایجاد این تغییرات اشاره شده است. این مقاله از لینک زیر قابل دریافت است. اختلالات مورد بحث شامل موارد زیر میگردد:
۱- تغییرات رفتاری
۲- اسکیزوفرنی
۳- اختلالات افسردگی
۴- ناهنجاری اضطراری- عقدهای (obsessive–compulsive disorder)
۵- بیماری آلزایمر
۶- بیماری پارکینسون
۷- صرع
۸- میگرن
۹- عقب ماندگی روانی
۱۰- کاهش ضریب هوشی
۱۱- اقدام به خودکشی
۱۲- افزایش تصادفات رانندگی
۱۳- تغییر نسبت جنسی در تولدها (افزایش پسرزایی)
http://journals.tums.ac.ir/upload_files/pdf/_/20371.pdf
فروردین ۱۲, ۱۳۹۱
با سلام و تبریک سال ۱۳۹۱ خورشیدی به خوانندگان عزیز و پوزش از غیبت طولانیام، در این پست خبری جالب در مورد انگل تکسلولی و مرموز توکسوپلاسما برایتان دارم:
پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه سئول در تحقیقی دریافتند که وقفهی سیستم ایمنی ناشی از توکسوپلاسما، دارای اثرات مثبت و مطلوبی بر پاتوژنز و پیشرفت بیماری آلزایمر در مدل موشی آن دارد و میتواند منجر به کاهش معنیداری در مقدار رسوب پلاکهای بتا آمیلوئیدی (مهمترین مشخصه بیماری آلزایمر) و عملکرد بهتر موشها در تستهای رفتاری مانند لابیرنت آبی (water maze) شود. این خبر در شماره ۲۱ مارس (همین چهار روز قبل) مجله PLoS ONE منتشر شده است.
توکسوپلاسما که در اصل انگل گربه و حیوانات خونگرم است، میتواند در حاملگیها و نیز در افراد دچار ضعف سیستم ایمنی باعث عوارض جدی در انسانها شود. منبع
فروردین ۶, ۱۳۹۱
رییس اداره بیماریهای مشترک میان انسان و دام وزارت بهداشت گفت: شرایط آب و هوایی، بهداشت محیط و آگاهی مردم در افزایش و یا کاهش مبتلایان به بیماری سالک موثر است.
به گزارش سرویس بهداشت و درمان ایسنا منطقه کویر، دکتر محمدرضا شیرزادی در حاشیه برگزاری دومین کارگاه بینالمللی آموزش لیشمانیوز با بیان اینکه سال گذشته ۱۸ هزار مورد ابتلا به سالک در کشور ثبت شده است، گفت: سال ۸۷، تعداد مبتلایان ثبت شده به بیماری سالک در کشور، ۲۲ هزار مورد بوده است.
وی با بیان اینکه خوشبختانه با توجه به فعالیتهای انجام شده از سوی دانشگاههای علوم پزشکی کشور، موارد ابتلا به این بیماری در سالهای اخیر رو به کاهش است، ادامه داد: بیشترین آلودگی به بیماری سالک در استانهای خراسان رضوی، اصفهان، یزد، خراسان شمالی، خراسان جنوبی، سیستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر است.
رییس اداره بیماریهای مشترک میان انسان و دام وزارت بهداشت، با بیان اینکه بیماری سالک بیماری است که تغییرات آب و هوایی در آن تاثیر دارد، افزود: نمیتوان گفت که کدام استان در کنترل این بیماری موفق بوده است.
شیرزادی، توسعه کشاورزی و وجود زبالهها و نخالههای ساختمانی را ازعوامل افزایش تعداد مبتلایان به این بیماری عنوان کرد و گفت: شرایط آب و هوایی، بهداشت محیط و آگاهی مردم در افزایش و یا کاهش مبتلایان به بیماری سالک موثر است.
وی با بیان اینکه در نوع بیماری سالک روستایی که مخزن انتقال این بیماری موش صحرایی است، بهترین راه کنترل انتقال بیماری سالک مقابله با مخزن آن است، افزود: در بیماری سالک شهری انسان به عنوان مخزن انتقال بیماری دخیل است که برای مقابله با آن بیماران شناسایی و درمان شوند. منبع: ایسنا
تیر ۱۴, ۱۳۹۰
در این پست کناب Medical Parasitology را برای دانلود میگذازم که تالیف ۴ تن از اساتید دانشگاههای آمریکاست و در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات Landes Biosience منتشر شده است. این کتاب در ۵ بخش نماتودا، ترماتودا، سستودا، تکیاختهها و بندپایان در ۳۲۰ صفحه تنظیم شده است. حجم فایل PDF کناب حدود ۴/۳ مگابایت است و برای فروگذاری آن روی تصویر زیر تقه بزنید!

اردیبهشت ۲۸, ۱۳۹۰

دانشمندان کشف کردهاند که چرا برخی افراد به طور طبیعی در برابر کرمهای انگلی مقاوم بوده در حالی که برخی دیگر به همان عفونتها حساس هستند. این کشف میتواند به درمانهای جدیدی برای بیش از یک میلیون نفر انسان در سراسر جهان منتهی شود.
کرمهای انگلی روده یک علت عمده مرگ و میر و بیماری انسانها به ویژه در جهان سوم و نیز حیوانات خانگی و دامها در سراسر جهان هستند. اکنون محققان دانشگاه منچستر برای اولین بار یک جزء کلیدی در موکوس روده انسانها و حیوانات را یافتهاند که میتواند برای کرمها سمی باشد.
این کرمها در روده زندگی می کنند، جایی که به وسیله لایه ضخیمی از موکوس محافظت میشود. این سد موکوسی ترکیب پیچیدهای از املاح، آب و پروتئینهای پوشیده از قند موسوم به موسینها (Mucins) هستند که به موکوس حالتی ژلهای میدهند. در این مطالعه از مدل عفوت کرم شلاقی موش یعنی تریکوریس موریس (Trichuris muris) استفاده شد که بسیار شبیه معادل انسانی آن، تریکوریس تریکیورا (Trichuris trichiura) است. این محققان قبلاً دریافته بودند که موشهایی که قادر به دفع این کرم از روده خود بودند، موکوس بیشتری تولید میکردند. نکته قابل اهمیت اینکه، موکوس این موشها حاوی نوع خاصی موسین به نام Muc5ac است. این موسین به ندرت در روده وجود دارد اما در صورت وجود خواص فیزیکی ژل موکوسی را تغییر میدهد.
آنها مشاهده کردند موشهایی که از نظر ژنتیکی توانایی تولید Muc5ac نبودند، علیرغم پاسخ ایمنی قوی بر علیه این انگل، قادر به دفع و پاکسازی عفونت نبودند که این مسئله منجر به عفونتهای درازمدت میشود. به علاوه آنها کشف کردند دلیل اهمیت Muc5ac این است که این موسین برای کرمها سمی بوده و سلامت آنها را به خطر میاندازد.
این تحقیق که در مجله طب تجربی Journal of Experimental Medicine چاپ و در Nature به آن اشاره شده است، همچنین به این نتیجه رسیده است که موسین Muc5ac، برای دفع و پاکسازی موثر انواع دیگری از کرمهای انگلی روده انسان از جمله کرمهای قلابدار و استرونژیلوئیدس ضروری است.
دکتر سمیرا حسنیان (Dr. Sumaira Hasnain) محقق اصلی این پروژه میگوید: «ما برای اولین بار کشف کردیم که یک جزء تنها از سد موکوسی، موسین Muc5ac برای دفع و پاکسازی عفونت ضروری است. نحقیق ما میتواند به شناسایی افراد حساس و مقاوم به عفونتهای کرمی کمک کند و در نهایت به درمانهای جدید برای افراد مبتلا به عفونت های کرمی مزمن بیانجامد». اصل خبر
اردیبهشت ۲۲, ۱۳۹۰
پژوهشگرانی در دانشگاه ایلینویز آمریکا، روشی سریع و ساده برای شناسایی باکتریهاب عفونی بر اساس یکی از مشخصات معروف آنها – یعنی بوی تعفن آنها – توسعه دادهاند. با استفاده از مجموعهای از رنگدانههای چاپ شده و ارزان که با بوهای خاص بسیاری از انواع باکتریها واکنش میدهند، آنها قادر خواهند بود به این وسیله که نوعی انگشتنگاری معطر! است، عفونتهای باکتریایی را تشخیص دهند.
برای بیش از یک قرن، از کشت خون به عنوان تست استاندارد برای شناسایی عفونتهای باکتریهای منتقله از طریق خون استفاده میشود؛ اما محققان معتقدند که این آزمایشها دارای موانع و محدودیتهایی است. کن سوسلیک Ken Suslick استاد شیمی دانشگاه ایلینویز میگوید: «مشکل عمده در رابطه با کشت خون در بالین، زمان طولانی آنهاست. این آزمایش شاید بتواند طی ۷۲ ساعت مشکل را تشخیص دهد اما بیمار تا آن موقع ممکن است در اثر گندخونی (سپتیسمی) مرده باشد».
«رویکرد ما در مورد این مشکل بر اساس این تفکر بود که باکتری ها به عنوان یک کارخانه در مقیاس میکروسکوپی مییاشند که دودکش آنها تحت کنترل سازمان محیط زیست قرار ندارد! تکنولوژی ما در زمینه ردیابی و تمایز بوهای شیمیایی مختلف از یکدیگر توانسته است توانایی خود را به خوبی اثبات کند و کاربرد آن در مورد باکتریها چندان غیرعادی نیست».
این بینی مصنوعی مجموعهای از ۳۶ رنگدانهی واکنشدهنده است که پس از حس کردن مواد شیمیایی موجود در هوا، تغییر رنگ میدهند. الگوی تغییر رنگ در طول زمان، برای هر باکتری منحصر به فرد است. این مجموعه از رنگدانهها، نه تنها میتوانند طی فقط چند ساعت وجود باکتریها را تأیید کنند، بلکه قادرند گونه و سویهی باکتریها و حتی مقاومت دارویی – یک فاکتور کلیدی در تعیین رژیم درمانی- را تشخیص دهند. منبع
اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۰
در ادامه معرفی کتابها، این بار فصل بیستم کتاب Andrews’ Diseases Of The Skin; Clinical Dermatology که از کتابهای رفرنس در رشته پوست و درماتولوژی است، تحت عنوان Parasitic Infestations, Stings, and Bites را تقدیم میکنم. این فصل با ۳۷ صفحه،دارای مطالب و عکسهای جالبی است و میتواند برای دانشجویان مقاطع و رشتههای مختلف بالینی و پایه سودمند باشد. برای دانلود روی تصویر جلد کتاب، تَقِه بزنید.

اردیبهشت ۸, ۱۳۹۰
دانشمندان هشدار میدهند که گونهای از انگل مالاریا میتواند هدف خود را از میمونها به انسانها تغییر دهد. این محققان در مقالهای در PloS Pathogens اعلام کردهاند میمونهای ماکاک (Macaque) در آسیای جنوبشرقی مخزن عمدهای برای نوعی انگل مالاریا به نام پلاسمودیوم ناولسی (Plasmodium knowlesi) هستند که می تواند به انسانها منتقل شود.
آنها معتقدند که ازدیاد جمعیتهای انسانی و تخریب جنگلها در این مناطق میتواند منجر به تغییر میزبان شود. اما این تغییرات میتواند به کاهش انتشار بیماری مالاریا نیز بیانجامد.
حدود یک میلیون نفر هر ساله در اثر مالاریا میمیرند. پلاسمودیوم ناولسی به عنوان پنجمین انگل مالاریا در انسانها شناخته میگردد. این انگل بیشتر در میمونها وجود دارد اما موارد انسانی آن دیده شده است و در آزمایشگاه نشان داده شده است که قادر به انتقال از انسان به انسان است.
در آسیای جنوبشرقی میمونهای ماکاک فراوانترین پریمات بعد از انسانها هستند.
آزمایش خون روی ۱۰۸ میمون ماکاک وحشی نشان داد که بیش از سه چهارم آنها آلوده به این نوع انگل مالاریا بودهاند.
پروفسور Singh از مرکز تحقیقات مالاریا در دانشگاه ساراواک مالزی به BBC میگوید: «ماکاکها یک میزبان ذخیره و مخزن بزرگ برای پلاسمودیوم ناولسی هستند.»
آنالیز ژنتیکی نشان داده است که پلاسمودیوم ناولسی قبل از سکونت انسانها در آسیای جنوب شرقی در میمونها وجود داشته است. این محققان گفتهاند که انسانها بیشتر به وسیله این مخزن آلوده میشوند تا آنکه بیماری بین انسانها انتقال یابد.
پروفسور Singh درباره وضعیت آینده هشدار میدهد: «ما نمیدانیم رفتار پشهها چگونه تغییر خواهد کرد. افزایش جمعیتهای انسانی و تخریب جنگلها، می تواند منجر به گرایش پشهها به انسانها شود.»
دکتر هیلاری رانسون از دانشکده طب گرمسیری لیورپول اظهار داشت: «این گمانهزنی خیلی منطقی به نظر میرسد. تخریب جنگلها و هرگونه اختلال در اکوسیستم، منجر به مواجهه انسان با طیف وسیعی از حشرات خونخوار و پاتوژنهای منتقله توسط آنها میگردد؛ تب زرد یک مثال خوب در این مورد است.»
او میگوید اگر ابتلای انسانها به این نوع انگل مالاریا زیاد باشد، آنگاه پلاسمودیوم ناولسی هم، خود را برای هدف قرار دادن انسانها سازگار میکند. منبع
اردیبهشت ۶, ۱۳۹۰
دانشمندان به توانایی در تغییر DNA پشههای وحشی با هدف مبارزه با مالاریا نزدیکتر شدهاند. بر اساس گزارشی که در Nature منتشر شده است، آنها در آزمایشگاه و تنها طی چند نسل توانستند ژن خاصی را از چند پشه به جمعیت بزرگی از آنها انتقال دهند. اگر یک ژن مناسب را بتوان انتشار داد، آنگاه محققان به کاهش موارد بیماری مالاریا امیدوار خواهند بود. دانشمندان دیگر این مطالعه را به عنوان «یک گام عمده رو به جلو» و «یک پیشرفت هیجانآور» توصیف کردهاند. سازمان جهانی بهداشت تخمین زده است که مالاریا موجب مرگ حداقل یک میلیون نفر در سال ۲۰۰۸ شده است.
قبل از این، گروههای تحقیقاتی با استفاده از تکنیکهایی همچون تزریق ژنهایی برای از بین بردن رشد و تکامل انگل مالاریا، توانستهاند پشههای مقاوم به مالاریا را تولید کنند. اما این تحقیق یک چالش بزرگ دارد و آن انتقال ژنها از این پشههای تراریخته به تعداد زیادی از حشرات وحشی در سراسر کره زمین است. اگر این ژن نتواند مزیت خاصی به پشه بدهد، احتمالاً ناپدید خواهد شد. اکنون دانشمندانی در امپریال کالج لندن و دانشگاه واشنگتن در سیاتل بر این باورند که راه حلی برای این مشکل یافتهاند.
آنها ژنی را به داخل DNA پشه وارد کردهاند که به خوبی هدف آنها را برآورده میکند، نوعی اندونوکلئاز موسوم به I-SceI. این آنزیم DNA را به دو قسمت تجزیه میکند. سپس ماشین ترمیم سلول از ژن به عنوان الگو برای بازسازی بریدگی استفاده میکند. این روش به صورتی انجام میشود که همه اسپرمهای تولید شده به وسیله پشه نر حامل ژن شوند. بنابراین همه فرزندان دارای این ژن خواهند بود. این فرآیند سپس تکرار میشود و درنتیجه فرزندان این فرزندان هم این ژن را خواهند داشت و الی آخر. در تجربیات آزمایشگاهی، این ژن طی ۱۲ نسل به نصف پشههای داخل قفس انتقال یافت. خبر کامل را در اینجا بخوانید.
اردیبهشت ۱, ۱۳۹۰

یک ماکروفاژ در حال بلعیدن پروماستیگوت لیشمانیا
۳- عفونت توأم با HIV
با توجه به ابتلای حدود ۳۳/۴ میلیون نفر به HIV در حال حاضر در جهان، یکی از هشداردهندهترین مشاهدات در سالهای اخیر، پیدایش عفونت توأم با لیشمانیا بوده است. عفونت توأم لیشمانیا/HIV، اولین بار در اواسط دههی ۱۹۸۰ به ویژه در جنوپ اروپا شرح داده شده است و اکنون تخمین زده میشود که بین ۲ تا ۱۲ درصد از همه موارد لیشمانیوز احشایی به صورت عفونت توأم هستند (اگرچه در برخی مناطق این نسبت میتواند حتی به ۳۰ درصد هم برسد). همچنان که قبلاً نیز تأکید شد، این میتواند بیانگر نوعی گزارش دهی کمتر از میزان واقعی باشد، چرا که ندرتاً بیماران HIV از نظر وجود لیشمانیا مورد آزمایش قرار میگیرند. عفونت HIV میتواند خطر ابتلا به لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) را شدیداً و بین ۱۰۰ با ۱۰۰۰ برابر افزایش دهد. از سوی دیگر، عفونت لیشمانیا، تکثیر HIV را تقویت و موجب پیشرفتِ عفونت به سوی بیماری ایدز میشود. در حالی که معرفی روش درمان ضد ویروسی با فعالیت بالا (HAART) برای مبارزه با HIV در اروپا، بارِ عفونت توأم را کاهش داده است؛ اما موانع قابلملاحظهای (مثلاً هزینهی بالای این نوع درمان) برای کاربرد این رویکرد در سطح جهانی وجود دارد. همچنین داروهای ضد لیشمانیایی در بیماران آلوده به HIV تأثیر کمتری دارند و موارد عود بعد از درمان شایعتر است. بنابراین با گسترش HIV به نواحی آندمیک لیشمانیا (مانند هند)، خطر زیادی از نظر عفونت توأم وجود دارد که بارِ هر دو بیماری را تا حد وحشتناکی افزایش میدهد.
نتیجهگیری
این سه عامل تأثیرگذار بر انتقال لیشمانیا و بار بیماری حاکی از نیاز ما به تفکر درباره این انگل، به عنوان یک پاتوژن بازپدید و آمادهسازی راهبردهای بهداشت عمومی برای این موضوع است. درمانهای کنونی متاسفانه برای بیشتر جمعیت دنیا گران است. بنابراین تحقیقات آینده باید بر بهبود درک ما از اصول بیولوژی بیماری باشد تا به ما توانایی دهد که رویکردهای درمانی جدید و راهبردهای واکسن برای این بیماری انگلی بازپدید را توسعه دهیم. منبع
مطالب مرتبط:
لیشمانیا به عنوان یک پاتوژن بازپدید (بخش دوم)
لیشمانیا به عنوان یک پاتوژن بازپدید (بخش اول)
فروردین ۳۱, ۱۳۹۰