بایگانی – اردیبهشت, ۱۳۹۰

فصلی از کتاب بیماری‌های پوست آندروز

در ادامه معرفی کتاب‌ها، این بار فصل بیستم کتاب Andrews’ Diseases Of The Skin; Clinical Dermatology که از کتاب‌های رفرنس در رشته پوست و درماتولوژی است، تحت عنوان Parasitic Infestations, Stings, and Bites را تقدیم می‌کنم. این فصل با ۳۷ صفحه،دارای مطالب و عکس‌های جالبی است و می‌تواند برای دانشجویان مقاطع و رشته‌های مختلف بالینی و پایه سودمند باشد. برای دانلود روی تصویر جلد کتاب، تَقِه بزنید.

andrews-diseases-of-the-skin

نوشتن دیدگاه اردیبهشت ۸, ۱۳۹۰

مهمانی ناخوانده برای مالاریای انسانی

دانشمندان هشدار می‌دهند که گونه‌ای از انگل مالاریا می‌تواند هدف خود را از میمون‌ها به انسان‌ها تغییر دهد. این محققان در مقاله‌ای در PloS Pathogens اعلام کرده‌اند میمون‌های ماکاک (Macaque) در آسیای جنوب‌شرقی مخزن عمده‌ای برای نوعی انگل مالاریا به نام پلاسمودیوم ناولسی (Plasmodium knowlesi) هستند که می تواند به انسان‌ها منتقل شود.
آنها معتقدند که ازدیاد جمعیت‌های انسانی و تخریب جنگل‌ها در این مناطق می‌تواند منجر به تغییر میزبان شود. اما این تغییرات می‌تواند به کاهش انتشار بیماری مالاریا نیز بیانجامد.
حدود یک میلیون نفر هر ساله در اثر مالاریا می‌میرند. پلاسمودیوم ناولسی به عنوان پنجمین انگل مالاریا در انسان‌ها شناخته می‌گردد. این انگل بیش‌تر در میمون‌ها وجود دارد اما موارد انسانی آن دیده شده است و در آزمایشگاه نشان داده شده است که قادر به انتقال از انسان به انسان است.
در آسیای جنوب‌شرقی میمون‌های ماکاک فراوان‌ترین پریمات بعد از انسان‌ها هستند.
آزمایش خون روی ۱۰۸ میمون ماکاک وحشی نشان داد که بیش از سه چهارم آنها آلوده به این نوع انگل مالاریا بوده‌اند.
پروفسور Singh از مرکز تحقیقات مالاریا در دانشگاه ساراواک مالزی به BBC می‌گوید: «ماکاک‌ها یک میزبان ذخیره و مخزن بزرگ برای پلاسمودیوم ناولسی هستند.»
آنالیز ژنتیکی نشان داده است که پلاسمودیوم ناولسی قبل از سکونت انسان‌ها در آسیای جنوب شرقی در میمون‌ها وجود داشته است. این محققان گفته‌اند که انسان‌ها بیش‌تر به وسیله این مخزن آلوده می‌شوند تا آنکه بیماری بین انسان‌ها انتقال یابد.
پروفسور Singh درباره وضعیت آینده هشدار می‌دهد: «ما نمی‌دانیم رفتار پشه‌ها چگونه تغییر خواهد کرد. افزایش  جمعیت‌‌های انسانی و تخریب جنگل‌ها، می تواند منجر به گرایش پشه‌ها به انسان‌ها شود.»
دکتر هیلاری رانسون از دانشکده طب گرمسیری لیورپول اظهار داشت: «این گمانه‌زنی خیلی منطقی به نظر می‌رسد. تخریب جنگل‌ها و هرگونه اختلال در اکوسیستم، منجر به مواجهه انسان با طیف وسیعی از حشرات خونخوار و پاتوژن‌های منتقله توسط آنها می‌گردد؛ تب زرد یک مثال خوب در این مورد است.»
او می‌گوید اگر ابتلای انسان‌ها به این نوع انگل مالاریا زیاد باشد، آنگاه پلاسمودیوم ناولسی هم، خود را برای هدف قرار دادن انسان‌ها سازگار می‌کند. منبع

۳ دیدگاه اردیبهشت ۶, ۱۳۹۰

امید به پشه‌های تراریخته در کنترل مالاریا

دانشمندان به توانایی در تغییر DNA پشه‌های وحشی با هدف مبارزه با مالاریا نزدیک‌تر شده‌اند. بر اساس گزارشی که در Nature منتشر شده است، آنها در آزمایشگاه و تنها طی چند نسل توانستند ژن خاصی را از چند پشه به جمعیت بزرگی از آنها انتقال دهند. اگر یک ژن مناسب را بتوان انتشار داد، آنگاه محققان به کاهش موارد بیماری مالاریا امیدوار خواهند بود. دانشمندان دیگر این مطالعه را به عنوان «یک گام عمده رو به جلو» و «یک پیشرفت هیجان‌آور» توصیف کرده‌‌اند. سازمان جهانی بهداشت تخمین زده است که مالاریا موجب مرگ حداقل یک میلیون نفر در سال ۲۰۰۸ شده است.
قبل از این، گروه‌های تحقیقاتی با استفاده از تکنیک‌هایی همچون تزریق ژ‌ن‌هایی برای از بین بردن رشد و تکامل انگل مالاریا، توانسته‌اند پشه‌های مقاوم به مالاریا را تولید کنند. اما این تحقیق یک چالش بزرگ دارد و آن انتقال ژن‌ها از این پشه‌های تراریخته به تعداد زیادی از حشرات وحشی در سراسر کره زمین است. اگر این ژن نتواند مزیت خاصی به پشه بدهد، احتمالاً ناپدید خواهد شد. اکنون دانشمندانی در امپریال کالج لندن و دانشگاه واشنگتن در سیاتل بر این باورند که راه حلی برای این مشکل یافته‌اند.
آنها ژنی را به داخل DNA پشه وارد کرده‌اند که به خوبی هدف آنها را برآورده می‌کند، نوعی اندونوکلئاز موسوم به I-SceI. این آنزیم DNA را به دو قسمت تجزیه می‌کند. سپس ماشین ترمیم سلول از ژن به عنوان الگو برای بازسازی بریدگی استفاده می‌کند. این روش به صورتی انجام می‌شود که همه اسپرم‌های تولید شده به وسیله پشه نر حامل ژن شوند. بنابراین همه فرزندان دارای این ژن خواهند بود. این فرآیند سپس تکرار می‌شود و درنتیجه فرزندان این فرزندان هم این ژن را خواهند داشت و الی آخر. در تجربیات آزمایشگاهی، این ژن طی ۱۲ نسل به نصف پشه‌های داخل قفس انتقال یافت. خبر کامل را در  اینجا بخوانید.

نوشتن دیدگاه اردیبهشت ۱, ۱۳۹۰

لیشمانیا به عنوان یک پاتوژن بازپدید (بخش پایانی)

یک ماکروفاژ در حال بلعیدن پروماستیگوت لیشمانیا

یک ماکروفاژ در حال بلعیدن پروماستیگوت لیشمانیا

۳- عفونت توأم با HIV
با توجه به ابتلای حدود ۳۳/۴ میلیون نفر به HIV در حال حاضر در جهان، یکی از هشداردهنده‌ترین مشاهدات در سال‌های اخیر، پیدایش عفونت تو‌أم با لیشمانیا بوده است.  عفونت توأم لیشمانیا/HIV، اولین بار در اواسط دهه‌ی ۱۹۸۰ به ویژه در جنوپ اروپا شرح داده شده است و اکنون تخمین زده می‌شود که بین ۲ تا ۱۲ درصد از همه موارد لیشمانیوز احشایی به صورت عفونت توأم هستند (اگرچه در برخی مناطق این نسبت می‌تواند حتی به ۳۰ درصد هم برسد). همچنان که قبلاً نیز تأکید شد، این می‌تواند بیانگر نوعی گزارش دهی کمتر از میزان واقعی باشد، چرا که ندرتاً بیماران HIV از نظر وجود لیشمانیا مورد آزمایش قرار می‌گیرند. عفونت HIV می‌تواند خطر ابتلا به لیشمانیوز احشایی (کالاآزار) را شدیداً و بین ۱۰۰ با ۱۰۰۰ برابر افزایش دهد. از سوی دیگر، عفونت لیشمانیا، تکثیر HIV را تقویت و موجب پیشرفتِ عفونت به سوی بیماری ایدز می‌شود. در حالی که معرفی روش درمان ضد ویروسی با فعالیت بالا (HAART) برای مبارزه با HIV در اروپا، بارِ عفونت توأم را کاهش داده است؛ اما موانع قابل‌ملاحظه‌ای (مثلاً هزینه‌ی بالای این نوع درمان) برای کاربرد این رویکرد در سطح جهانی وجود دارد. همچنین داروهای ضد لیشمانیایی در بیماران آلوده به HIV تأثیر کمتری دارند و موارد عود بعد از درمان شایع‌تر است. بنابراین با گسترش HIV به نواحی آندمیک لیشمانیا (مانند هند)، خطر زیادی از نظر عفونت توأم وجود دارد که بارِ هر دو بیماری را تا حد وحشتناکی افزایش می‌دهد.

نتیجه‌گیری
این سه عامل تأثیرگذار بر انتقال لیشمانیا و بار بیماری حاکی از نیاز ما به تفکر درباره این انگل، به عنوان یک پاتوژن بازپدید و آماده‌سازی راهبردهای بهداشت عمومی برای این موضوع است. درمان‌های کنونی متاسفانه برای بیش‌تر جمعیت دنیا گران است. بنابراین تحقیقات آینده باید بر بهبود درک ما از اصول بیولوژی بیماری باشد تا به ما توانایی دهد که رویکردهای درمانی جدید و راهبردهای واکسن برای این بیماری انگلی بازپدید را توسعه دهیم. منبع

مطالب مرتبط:
لیشمانیا به عنوان یک پاتوژن بازپدید (بخش دوم)
لیشمانیا به عنوان یک پاتوژن بازپدید (بخش اول)

نوشتن دیدگاه فروردین ۳۱, ۱۳۹۰

لیشمانیا به عنوان یک پاتوژن بازپدید (بخش دوم)

۲- تغییرات محیطی
انتقال طبیعی لیشمانیا از طریق نیش پشه خاکی صورت می‌گیرد و عفونت‌های آن فقط در مناطقی دیده می‌شود که پشه خاکی ناقل وجود داشته باشد. در اروپا موارد لیشمانیازیس عمدتاً محدود به مناطق جنوبی چند کشور مدیترانه‌ای است که در آنجا، شیوع بیماری در انسان‌ها تا ۸ مورد در ۱۰۰ هزار و شیوع سرمی در سگ‌ها به ۵۰ درصد می‌رسد. تا همین اواخر، فرض بر این بود که پشه خاکی‌ها در اروپای مرکزی وجود ندارند و مطالعات در اطریش نیز حاکی از آن بود که شرایط اقلیمی آن کشور اصولاً‌ برای زیست پشه خاکی مناسب نیست. اما گزارش‌های اخیر دال بر آن است که افزایش یک درجه‌ای منجر به مناسب‌سازی شرایط برای پشه خاکی‌ها در اتریش و گسترش قابل ملاحظه سایر زیستگاه‌های آنها در اروپای مرکزی شده است. در حقیقت، چندین گزارش از وجود پشه خاکی‌ها در برخی نواحی آلمان و بلژیک ارائه شده است. بدیهی است که این نشانه‌ی مهمی از گسترش لیشمانیا است و اخیراً موارد ایزوله‌ای از لیشمانیازیس احشایی و جلدی به ترتیب در بیمارانی از آلمان و جنوب انگلستان توصیف شده است.
فاکتور مهم دیگری که می‌تواند بر انتقال لیشمانیا تأثیر بگذارد، جمعیت میزبان‌های ذخیره است. این انگل‌ها در طیف وسیعی از پستانداران به عنوان میزبان ذخیره یافت می‌شود که بستگی به گونه‌ی انگل، منطقه جغرافیایی و زیستگاه بومی دارد. بنابراین هرگونه تغییر در این اکوسیستم پیچیده می‌تواند با انتقال زئونوتیک این عفونت در ارتباط باشد. یک مثال جالب در این رابطه، افزایش جمعیت میزبان‌های ذخیره پسامومیس ابسوس (Psammomys obesus) و گونه‌های مریونس (جربیل‌ها) بوده است که می‌تواند به دلیل افزایش پوشش گیاهانی باشد که شتر، تنها رقیب طبیعی برای آنهاست. متأسفانه جایگزینی شتر با وسایل نقلیه غیرجاده‌ای (off-road) ناخواسته شرایط را برای زندگی و رشد این میزبان‌های ذخیره فراهم کرده است که این نشانگر پیچیدگی چنین اکوسیستم‌ها و پتانسیل آنها برای تأثیرگذاری بر بهداشت جهان است.

لیشمانیا به عنوان یک پاتوژن بازپدید (بخش اول)

۱ دیدگاه فروردین ۲۶, ۱۳۹۰

  • Page 1 of 3
  • 1
  • 2
  • 3


فید مطالب: مشترک شوید!

RSS

دسته‌بندی موضوعی

آرشیو ماهیانه

انجمن‌‌های علمی

سایت‌های تخصصی

پیوندها

اطلاعات